مرداد 94 - خط سرخ شهادت
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خط سرخ شهادت
قالب وبلاگ

پنجشنبه، زیارت قبور شهدا، التماس دعا

اما...
شهدا را به خاک نسپاریم...

بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر ظاهرشان را شبیه شهدا کنند، کار تمام است. نه، باید مانند شهدا زندگی کرد. شهید علیرضا موحدی دانش می‌گوید: «شهید عزادار نمی‌خواهد، بلکه رهرو می‌خواهد» و شهید همت می‌گوید: «شهدا رابه خاک نسپارید، بلکه به یاد بسپارید».چه خوب می‌گفت شهید زین‌الدین: «اگر من وتو از این صحنه دفاع از انقلاب عقب نشستیم، فردا در مقابل شهدا هیچ‏گونه جوابی نداریم». راستی به این فکر کرده‌ایم فردا چه جوابی به شهدا خواهیم داد؟شهید مسعود ملاحسینی در وصیت‏نامه‌اش می‌گوید:«به شما و به همه دوستان توصیه می‌کنم در هر امری به سخنان حضرت امام مراجعه کنید!با سکوتش سکوت کنید و با اعتراضش، اعتراض، با تأییدش، تأیید و با تکذیبش تکذیب...». مادر شهیدی تعریف می‌کرد: فرزند شهیدش هنگامی که سخنان امام(ره) ازتلویزیون پخش می‌شد، گوش می‌کرد و در یک برگه می‌نوشت و خودش را ملزم می‌دانست که به آن عمل کند.سید مرتضی آوینی می‌گوید: «حزب‌الله اهل ولایت است و اهل ولایت بودن دشوار است؛ پایمردی می‌خواهد و وفاداری». رهبر عزیزمان هم گفته اند: «تا ظلم در جهان هست، مبارزه هم هست، تا مبارزه هست، خط سرخ شهادت الهام‌بخش رهروان مکتب جهاد، مقاومت و شهادت است».
یاران، قدری فکر کنیم. ببینیم چه کرده‌ایم؟!به راستی چه شد؟! چرا ما از قافله عشق جا مانده‌ایم؟! چرا فکر می‌کنیم با یک قدم کوتاه برداشتن، توانسته‌ایم رسالت خود را به اتمام برسانیم؟! بیایید فکر کنیم که ایراد ما چیست؟ چرا جوابی که ما می‌گیریم، مثل پایان کار شهدا نیست؟ به راستی چرا؟!


 

شهدا


[ پنج شنبه 94/5/22 ] [ 1:27 صبح ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

خط سرخ شهادت


[ پنج شنبه 94/5/22 ] [ 1:18 صبح ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

 امروز جمعه نیست ...
 " آقای " من ...
قرار نیست که فقط غروبهای " پنجشنبه " تا غروب " جمعه "
سراغت را بگیریم ...
قرار نیست فقط " جمعه ها " انتظار " ظهورت " را بکشیم ...
آری ...
" شنبه " هم می شود از " دوریت " ناله سر داد ...
" یکشنبه " هم می شود " انتظارت " را کشید ...
" دوشنبه " هم می شود دنبال " گمشده " گشت ..
 " سه شنبه " هم می شود با " آقا " درد دل کرد ...
" چهار شنبه " هم می شود به خاطر " آقا " گناه نکرد ...
یا بن الحسن
دوریت " درد " بی " درمان " است
 ای " پسر فاطمه "
امروز " جمعه " نیست اما ... " دلم " برایت " تنگ " است 
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ( عج )

 

 

خط سرخ شهادت


[ پنج شنبه 94/5/22 ] [ 1:14 صبح ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

تازه فهمیدم بی‌خیال این حرف‌ها است...!!
وقتی آمد توی اتاق، روی صندلی نشسته بودم. همه جلوی پایش بلند شدند، اما حتی وقتی به من دست می‌داد، باز سرجایم نشسته بودم. وقتی رفت، تازه فهمیدم کی بوده. روز بعد رفتم پیشش تا عذرخواهی کنم. گفتم: من قبلاً خدمت شما نرسیده بودم و دیروز که شما رو دیدم، نشناختم. خیلی خونسرد پرسید: مگه چی شده؟ گفتم: دیروز...داخل اتاق ...
آرام گفت: چیزی یادم نمیاد؛ مگه موضوع مهمی بوده؟ تازه فهمیدم بی خیال این حرف‌ها است.
دوید به طرف تدارکات. فریاد می‌زد....!!!
بچه‌های تدارکات لطف کرده بودند و یک کارتن خرمای مرغوب آورده بودند توی سنگر فرماندهی. وقتی وارد سنگر شدم، کارتن خرما وسط سنگر بود. یک دانه برداشتم و گفتم: به به، به شما خرمای درجه یک دادن، مثل ما نیستین که، وضع تون خوبه.
پرسید: مگه به شما خرما ندادن؟ گفتم: دادن، اما نه به این کیفیت.
این را که گفتم، با عصبانیت کارتن خرما را برداشت و دوید به طرف تدارکات. فریاد می‌زد: به چه حقی به خودت اجازه دادی این خرمای مرغوب رو بیاری توی سنگر فرماندهی...
کارتن خرما را گذاشت و یک کارتن از خرماهای درجه 2 برداشت.
چرا رکعت دوم نمازت رو این قدرآروم خوندی...؟!!
زیر باران گلوله به نماز ایستاد. رکعت اول را با سرعت خواند، اما رکعت دوم را خیلی آهسته و با طمأنینه.
نماز که تمام شد، پرسیدم: چرا رکعت دوم نمازت رو این قدر آروم خوندی؟ جواب نداد. اصرار که کردم، گفت: چنان گلوله می‌اومد که رکعت اول رو با عجله خوندم، برای یک لحظه یادم اومد در حال صحبت کردن با خدا هستم، ولی از ترس تیر و ترکش فقط به جون خودم فکر می‌کنم. به همین دلیل استغفار کردم و رکعت دوم رو عادی خوندم 
گل تقدیم شماهدیه به روح شهید احمد عبدالهی جانشین گردان غواص لشکر ثاراللهگل تقدیم شما

 

 

خط سرخ شهادت


[ پنج شنبه 94/5/22 ] [ 12:56 صبح ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

دو حدیث زیبا در فضیلت صلوات در روز جمعه.

عَن مُولانا الصّادقِ علیه السلام:

ما مِنْ عَمَلٍ أفْضَلَ یَومَ الجُمُعَ?ِ مِن الصَّلا?ِ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

هیچ عملی در روز جمعه برتر و با فضیلت‌تر از صلوات بر محمّد و آل محمّد نمی‌باشد.


سَألَ حَمّادُ بنُ عیسی عَن أبی عبد ِاللهِ عَن أفْضَلِ الأعمالِ یَومَ الجُمْعَ?ِ، قالَ علیه السلام:

الصَّلا?ُ علی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ مائ?َ مَرَّ?ٍ بَعدَ العَصرِ وَما زِدْتَ فَهُو أفْضَلْ.

حمّاد بن عیسی از حضرت صادق علیه السلام نسبت

 

به بهترین عمل در روز جمعه پرسید؟حضرت فرمودند:

فرستادن یک‌صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد بعد از عصر، و

 

هر چه بیشتر صلوات بفرستی فضیلت آن بیشتر می‌گردد.

 

خط سرخ شهادت


[ پنج شنبه 94/5/22 ] [ 12:40 صبح ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

شما حماسه سرودید و ما به نام شما 
فقط ترانه سرودیم، نان در آوردیم

برای این که بگوییم با شما بودیم 
چقدر از خودمان داستان در آوردیم

و آب های جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم ..

سعید بیابانکی.

 

خط سرخ شهادت


[ پنج شنبه 94/5/22 ] [ 12:31 صبح ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

عشق واقعی


[ پنج شنبه 94/5/22 ] [ 12:28 صبح ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

دینداری یعنی خواهرم!
لازم نیست از مغازه دار دو سطر تشکر کنی، یک تشکر و خداحافظی کوتاه کافیه...


دینداری یعنی آقـا!
مشتری شما با شما محرم نیست که بهش رنگ لباس پیشنهاد میدی

و میگی این رنگ بهت میاد!


دینداری یعنی خواهرم!
لازم نیست با فروشنده نیم ساعت چونه بزنی، یا اگه جنس گرونه ..

 

شروع کنی به نالیدن از گرونی !
نه خدا راضی هست که شما به خاطر ارزونتر خریدن با مرد نامحرم چونه بزنی

 

که گاهی به شوخی کردن هم می کشه! نه همسرت راضی هست با این کار تخفیف بگیری ...


دینداری یعنی آقـای فروشن‍ـده !


شما هم جنس رو به هر قیمتی میخوای بدی ... زود قیمت نهایی رو بگو و

 

منتظر نباش بهت التماس کنن و قربون صدقه ت برن.


دینداری یعنی خواهرم!


کسی که شما باید همه طنازی هات رو براش نگه داری، شوهرته ... حواست باشه.


دینداری یعنی آقـای فروشنـده !


تو مغازت که هستی، حواست پیش زن و بچه ی خودت باشه.


خانمها ، آقایون ... آرامش خونوده هاتون در گرو رفتارهای شماست ...



شوخی و بگو و بخند با نامحرم روی روح شما اثر می گذاره و این اثر

 

به خونه هاتون منتقل میشه، در رفتارتون با همسرتون نمود پیدا می کنه

 

و باعث سرد شدن محیط خونه تون میشه.

 

حجاب


[ چهارشنبه 94/5/21 ] [ 11:38 عصر ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

از درد به فریاد برس اکسیژن!
خسته ست از این کنج قفس، اکسیژن!

سهمیه ی جنگ و جبهه ی او این است:
سرفه، سرفه، نفس، نفس... اکسیژن!

 

شهدا


[ چهارشنبه 94/5/21 ] [ 11:28 عصر ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]

 شهادت

 

 کلیدهای بخشش گناهان ونجات از عذابها

    حق تعالی هفتادهزار ملک موکل گرداند 

                               که برای انسان استغفارنماید

میگویند:هرکس هرکس هر روز ده مرتبه بگوید: « بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوة ال بالله العلی العظیم»

از گناهان بیرون می آید مانند روزی که از مادر متولد شده و خدا هفتاد نوع بلا مثل دیوانگی، خوره، پیسی و فلج را دفع کند و حق تعالی هفتاد هزار ملک را موکل گرداند که برای او استغفار نمایند    

 

شهادت 

 

تعبیری از مرحوم آیت الله بهجت است که می‌گوید مرگ یکی از لذت‌های مومن است و هیچ لذتی به اندازه مرگ برای مومن لذیذ نیست.

 

 شهادت

 

  ارزش دنیا، ارزش عالی و موقتی است.

دنیا مقصد نیست، هدف نیست، دنیا مزرعه است، دنیا محل تجارت است، کسانی که با دنیا تجارت کرده‌اند دنیا را وسیله قرار داده‌اند.

می‌توان با دنیا به گنج معرفت رسید به مدارج عالی بهشت دست یافت اما اگر کسی وضعیت دنیا را نشناخته باشد عوضی می‌گیرد و دنیا را می‌خرد و دین خود را از دست می‌دهد.

دین فروشی می‌کند به چیزی که برایش نمی‌ماند از این جهت که دنیا گاهی آلوده است و دلدادگان به دنیا بد‌ترین آلودگی‌ها را پیدا می‌کنند که حب دنیا راس خطاهاست.

دنیا را از ریشه دنائت گرفته‌اند و معنای پست و بی‌ارزش می‌دهد.

از دیدگاه کار‌شناسان عالم هستی که پیغمبر (ص) و ائمه هدی هستند و باید با هدایتشان از این پل عبور کرد، دنیا پل است و تا کسی از پل دنیا عبور نکند در همین عالم هم به جایی نمی‌رسد.

هر کس می‌خواهد به نیکی برسد، جزء نیکان شود خوب و صالح باشد، باید زنجیر‌ها را پاره کند و در این قفس را باز کند و پرواز کند.

مادامی که آدم در دام نفس است و در قفس جاذبه‌های دنیا گیر کرده به وحدت نمی‌رسد به توحید و وحدانیت حق تعالی راه نمی‌برد.

حجاب دنیا که یکی دوتا هم نیست، ظلمت است و در ظلمت چشم نمی‌بیند.

مسئله بصیر و بصیرت یک مسئله‌اش تعالی روحی انسان است که در این رحم عالم، طفل جان وقتی چشم باز کند تا وقتی متولد می‌شود به عالم برزخ کور متولد نشود.

قیامت مراحلی دارد که شروعش از مرگ است و اگر هنگام ورود به عالم برزخ انسان کور وارد شود تا آخر نیز کور خواهد بود.

کسی که از اینجا بصیرت پیدا نکند چشم باطنش باز نشود خدابین و حق بین نشود، امام بین نشود وقتی به آنجا می‌رود آنجا هم نمی‌شود.

انسان آنجا نمی‌تواند چشمی را از کسی قرض کند و یا کاری کند که آنجا به او چشم دهند.

هرکس در آنجا هر چی دارد از اینجا می‌برد.

کسانی که در این عالم از حرام چشم بپوشند همانطور که از حرام دهن بستند خدا یک دهان دیگر در باطن برای او باز می‌کند که لقمه‌های معرفتی و از آن جرعه‌های محبتی به کام جانش روزی شود.

خداوند متعالی سفره‌ای از امیرالمومنین برای دل همچنین انسانی پهن می‌کند و او مه‌مان امیرالمومنین خواهد شد.

شیرینی اسم ائمه را در این صورت قشنگ می‌یابیم، این‌جور نیست که اسم ائمه با اسماء دیگر برای ما یکسان باشد وقتی حسین گفته می‌شود، وقتی علی گفته می‌شود، وقتی فاطمه گفته می‌شود، اصلاً عالم عالم دیگری می‌شود.

سکونی از شاگردان امام صادق (ع) بود، عامی مقبولی بود چند روزی در جلسات درس حضرت حاضر نشد بعد از اینکه برگشت حضرت فرمودند کجا بودی، او گفت: زنم حامله بود و چون کسی در خانه نبود مانده بودم تا کمکش کنم.

حضرت فرمودند، خدا چه بچه‌ای بهت داد، عرض کرد: دختر، فرمود: اسمش را چه گذاشتی، عرض کرد: فاطمه، امام صادق (ع) فرمودند: حال که اسمش را فاطمه گذاشتی مواظب باش تا به او سیلی نزنی.

خود این اسم‌ها به اشخاص اعتبار می‌دهد حیف است که انسان از اعتبار ائمه کسب اعتبار نکند.

جوان‌ها، بچه‌ها، خانواده‌ها، شیرین‌ترین اسم‌ها را باید انتخاب کنند، شاید در ظاهر قضیه فرقی نکند اما روح این اسم‌ها با هم متفاوت است، این اتفاق حسی نیست که با زبان انسان قابل کشف باشد این مسئله از حواس باطن است، این حس ششم که می‌گویند ماوراء حواس فیزیکی و عمل و عکس العمل مادی است و کسی که در رحم این عالم دارای بینایی نباشد و کور مادرزاد متولد شود در این عالم هم نمی‌شود برایش چشم گذاشت چون چشم ندارد و همین‌طور متولد شده است.

اینجا هم اگر کسی چشم بصیرتش باز نباشد خدا‌شناسی، پیغمبر‌شناسی، امام‌شناسی، ولی‌شناسی، وحی‌شناسی، دشمن‌شناسی، باطل‌شناسی نداشته باشد در آنجا هم گیرش نمی‌آید.

لذا در روایات زیادی داریم که کسانی که به خداوند متصل شده‌اند و شناخت واقعی با حق تعالی پیدا کرده‌اند در زمان مرگشان خداوند درهای رحمت را به صورت ویژه برایشان باز می‌کنند.

در کتاب اربعین مرحوم علامه شیخ الاسلام شیخ بهایی که انسان بسیار بزرگی بودند و مدارج علمی و عرفانی و سیر و سلوک را پیموده بودند و کتابشان برای فرهیختگان و جوان‌های تحصیل‌کرده و مردم باصفا جزء کتاب‌های بسیار سودمند است، چهل حدیث انتخاب شده است که از جمله احادیثی است که ما می‌توانیم سر سفره‌اش باشیم و استفاده کنیم.

در یکی از احادیثی که در کتاب اربعین آمده است، خداوند می‌فرماید من در هیچ کاری تردید نمی‌کنم الا در قبض روح عبد مومنم من لقاء او را دوست دارم زیرا او با مرگ به من می‌رسد.

تعبیری از مرحوم آیت الله بهجت است که می‌گوید مرگ یکی از لذت‌های مومن است و هیچ لذتی به اندازه مرگ برای مومن لذیذ نیست.

زمانی که انسان مومنی در حال احتزار است خودش بسیار اضطراب دارد وقتی که حضرت عزرائیل از چنین بنده‌ای علت اضطرابش را می‌پرسد او می‌گوید بالاخره عمری زحمت کشیده بودم و تازه می‌خواستم از زحماتم استفاده کنم با اشاره حضرت عزرائیل پرده‌ای از جلوی چشمانش کنار می‌رود و قصر بهشتی‌اش را می‌بیند اما باز هم آرام نمی‌شود و علت ناراحتی‌اش را فرزندان و خانواده‌اش ذکر می‌کند اما زمانی که پرده دیگر از جلوی چشمانش کنار می‌رود او بی‌بی دو عالم حضرت صدیقه طاهره و پدرش و همسرش و حسنین را می‌بیند که به استقبالش می‌‌آیند و به او می‌گویند تو بچه‌هایت را از دست می‌دهی اما این‌ها را به دست می‌آوری.

باشد که بی‌بی دو عالم به استقبال همه ما بعد از مرگ بیاید...

 


[ جمعه 94/5/9 ] [ 3:16 عصر ] [ ت-منصوری ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 34
بازدید دیروز: 76
کل بازدیدها: 86007